X
تبلیغات
The $tupid dre@ms

The $tupid dre@ms

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 21:29  توسط oops!  | 

عاشق این آهنگ هستم از بکس تتو خونده شده....؟

"Gomenasai"



What I thought wasn''t mine
In the light
Was a one of a kind
A precious pearl

When I wanted to cry
I couldn''t ''cause I
Wasn''t allowed

Gomenasai
For everything
Gomenasai
I know I let you down
Gomenasai ''til the end
I never needed a friend like I do now

What I thought wasn''t all
So innocent
Was a delicate doll
Of porcelain

When I wanted to call you
And ask you for help
I stopped myself

Gomenasai
For everything
Gomenasai
I know I let you down
Gomenasai ''til the end
I never needed a friend like I do now

What I thought was a dream
A mirage
Was as real as it seemed
A privilege
When I wanted to tell you
I made a mistake
I walked away

Gomenasai
For everything
Gomenasai
Gomenasai
Gomenasai
I never needed a friend
Like I do now

Gomenasai
I let you down
Gomenasai
Gomenasai
Gomenasai ''til the end
I never needed a friend
Like I do now

2~29.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 17:19  توسط oops!  | 

سلام بچه ها حالتون خوفه....

خوب خدارو شکر

میخواستم بگم من به غیر از این وبلاگ ۳ تا وب دیگم تازه

تاسیس کردم

یه وب دارم که از مرداد ماه دارمش : ما مبارزان دختر علیه شما میجنگیم

یه وب دیگه هم دارم که ۱ هفته دارمش اما فاقد مطلب میباشد:

emo0o0 girls

یه وب دیگه هم دارم که پریروز تاسیس شد:قالب هایی با سلیقه آتین

   .............................حتما کامنت بذارید........................

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 6:30  توسط oops!  | 

دانلود آهنگ halo از بیونسه + متن ( متنشو نونا جونم زحمت کشیده اگه تونسم ترجمه میکنم)

 

Beyonce - Halo

Remember those walls I built
Well baby they're tumbling down
And they didn't even put up a fight
They didn't even make a sound
I found a way to let you in
But I never really had a doubt
Standing in the light of your halo
I got my angel now

It's like I've been awakened

Every rule I had you breakin'
It's the risk that I'm takin'
I ain't never gonna shut you out

Everywhere I'm looking now
I'm surrounded by your embrace

Baby I can see your halo
You know you're my saving grace
You're everything I need and more
It's written all over your face
Baby I can feel your halo
Pray it won't fade away


I can feel your halo (halo) halo
I can see your halo (halo) halo
I can feel your halo (halo) halo
I can see your halo (halo) halo
Woah...

Hit me like a ray of sun
Burning through my darkest night
You're the only one that I want
Think I'm addicted to your light
I swore I'd never fall again
But this don't even feel like falling
Gravity can't forget
To pull me to the ground again

Feels like I've been awakened
Every rule I had you breakin'
The risk that I'm takin'
I'm never gonna shut you out

Everywhere I'm looking now
I'm surrounded by your embrace
Baby I can see your halo
You know you're my saving grace
You're everything I need and more
It's written all over your face
Baby I can feel your halo
Pray it won't fade away

I can feel your halo (halo) halo
I can see your halo (halo) halo
I can feel your halo (halo) halo
I can see your halo (halo) halo
I can feel your halo (halo) halo
I can see your halo (halo)
Halooooo ouuuu
Halooooo ouuuu
Halooooo ouuuu
Ouuuuu ouuuuu ouuuuu

Everywhere I'm looking now
I'm surrounded by your embrace
Baby I can see your halo
You know you're my saving grace
You're everything I need and more
It's written all over your face
Baby I can feel your halo
Pray ït won't fade away

I can feel your halo (halo) halo
I can see your halo (halo) halo
I can feel your halo (halo) halo
I can see your halo (halo) halo
I can feel your halo (halo) halo
I can see your halo (halo) halo
I can feel your halo (halo) halo
I can see your halo (halo) halo

از طرف نونا جونم  

نونا از دور میبوسمت

حیف که وبلاگ نداری یه وب دست و پا کن تا بتونم جوابتو راحت تر بدم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 5:58  توسط oops!  | 

دانلود آهنگ if i were a boy از بیونسه + لیریک+ ترجمه ( ببخشید اگه ترجمش زیاد خوب نیس از یه بچه 14 سا

 

 

 

 

 

Download Now: Beyonce - If I Were A Boy

 

 

If I were a boy
even just for a day
I'd roll out of bed in the morning
and throw on what I wanted and go

Drink beer with the guys
and chase after girls
I'd kick it with who I wanted
and I'd never get confronted for it
cause they stick up for me

If I were a boy
I think I could understand
How it feels to love a girl
I swear I'd be a better man
I'd listen to her
Cause I know how it hurts
When you lose the one you wanted
Cause he's taking you for granted
And everything you had got destroyed

If I were a boy
I would turn off my phone
Tell everyone it's broken
so they'd think that I was sleeping alone

I’d put myself first
and make the rules as I go
Cause I know that she’ll be faithful,
waiting for me to come home, to come home.

If I were a boy
I think I could understand
How it feels to love a girl
I swear I'd be a better man
I'd listen to her
Cause I know how it hurts
When you lose the one you wanted
Cause he's taking you for granted
And everything you had got destroyed

It's a little too late for you to come back
Say it's just a mistake,
think i'd forgive you like that
If you thought I would wait for you
you thought wrong


But you're just a boy
You don't understand
and you don't understand, ohhhh
How it feels to love a girl
Someday you wish you were a better man
You don't listen to her
You don't care how it hurts
Until you lose the one you wanted
Cause you're taking her for granted
And everything you had got destroyed

But you're just a boy


اگر پسر بودم ...

فقط برای ۱ روز این اتفاق می افتاد:

صبح غلت میزدم توی تخت

و هر چیزیو که میخوام میندازم و میرم

بعد یه آبجو میخورم با یارو ( شخص. فرد)

بعد دخترا رو دنبال میکردم...

بعد با پا میزدم  به کسی که میخوام

ولی هیچوقت باهاش روبرو نشدم

انگیزه اونها برجستگی داشتن جلوی من بود (فکر میکنم منظور

پز دادنه راستش جمه رو خوب نگرفتم!!)

اگه من پسر بودم

فکر میکنم میتونستم درک کنم

احساس کردن عشق یه دختر رو

من قسم میخوردم که یه مرد بهتر باشم

و به حرفاش گوش بدم (بهش گوش بدم)

و علت دردهاشو بدونم

چه موقع توی چیزی که میخواسته شکست خورده

انگیزه اون (مذکر)توی حرف زدن با تو یک امتیاز بود

و همه چیز که تو رو مجبور به ویران کردن کردند( من جمله ها رو

قاطی میکنم نمیدونم چه معنی خاصی دارن)

اگه من پسر بودم

میخواستم گوشیمو خاموش کنم

به همه گفتم که اون ( گوشیم ) شکسته

بعد اونا فکر کردند من تنها خوابیدم

اول خودم شروع کردم

و قوانینی ساختم و در نتیجه رفتم

به علت اینکه میدونستم  اون دختر با ایمانه (با وفاست)

برام  صبر کرد و اومد خونه . اومد خونه

اگه من یه پسر بودم

فکر میکنم میتونستم درک کنم

احساس کردن عشق یه دختر رو

من قسم میخوردم که یه مرد بهتر باشم

و به حرفاش گوش بدم (بهش گوش بدم)

و علت دردهاشو بدونم

چه موقع توی چیزی که میخواسته شکست خورده

انگیزه اون (مذکر)توی حرف زدن با تو یک امتیاز بود

و همه چیز که تو رو مجبور به ویران کردن کردند( من جمله ها رو

قاطی میکنم نمیدونم چه معنی خاصی دارن)

این خیلی کوچولو ه همچنین خیلی زیاده برای برگشتنت

بگو این فقط یه اشتباهه

فکر میکنم تو بخشیدن منو دوست داری

اگر تو خیال کنی میخوام برات وایستم

خیالت اشتباهه

اما تو فقط یه پسری

و نمیفهمی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 15:59  توسط oops!  | 

وقتی که نمیتونی زجر کشیدن دوستاتو تحمل کنی باید باهاشون آشتی کنی....!!

سلام بروبکس گل ...............................

من هفته ای ۱ بار آپ میکنم........................

اونم هرروز شنبه از خاطراتم میگم ..........

حال ندارم داستانشو بگم میذارم ۲ ساعت دیگه آخه فردام میریم اردو

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 11:5  توسط oops!  | 

روزی که فرشته های نجات به دادم رسیدند

روزی که فرشته های نجات من به دادم رسیدند .......

سلام بروبکس خوبین همگی ......؟؟؟؟

من که حسابی خوشم .....

میخوام امروز مدرسه رو براتون شرح بدم .....

ساعت 6:30 دقیقه از خواب بیدار شدم البته با صدای سرماخورده و خروسکی مادرم ....

و بعد با صدایی ملیح و خروسکی جواب دادم : تا گوشیم زنگ ساعتش نخوره بیدار نمیشم

بعد بالشت را روی سرم گذاشتم تا صدای ناهنجار زنگ گوشیمو نشنیده بگیرم اما متاسفانه

بعد از 2 ذقیقه که بازهم خوابم برده بود ثل همیشه با اولین ویبره بیدار شدم وروی تخت

نشستم و نشستنکی خوابیدم ایتدفعه دیگه از صدای سرما خورده و خروسکی خبری نبود ...

تنها صدای پدرم که خوابالوده و مرغکی بود دیگه همه چی برعکس شده بود .....

پدرم تا همون ساعت که من به مدرسه میرفتم بیدار بود و شب زنده داری میکرد و به قول

خودش که یه پا شاعره ...طبع شعر به سرش خورده بود و تا صبح برای ما فعل به داعه

شعر میسرایید ...خلاصه اومد به من گفته: دخترتو به خاطر 2 دقیقه هم میخوابی؟؟؟!!!

یعنی از این هم دل نمیکنی بابا تو دیگه کی هستی؟؟؟؟!!!!

خلاصه ما هم از خیر چرت زدن گذشتیم و یادم افتاد که جیش دارم خلاصه مثل جت رفتم

توی دستشویی بعد دیدم خواهر خل و چلم مثل سوپر جت رفت تو دستشویی یعنی من از پس

یه بچه 8 سالم بر نمیام از بس که معصومم فقط اینقدر غر زدم که خواهر بدبختم یادش رفت

اصلا برای چی رفته دستشویی ......

خلاصه کارامو کردم رفتم سر میز صبحونه دیدم که هیچ چیز رو دوست ندارم و باید مثل

2 سه روز پیش نسکافه خالی بخورم و مجبور شم وسط کلاس از معده درد برم هپروت

به قول آقای غازی بیات ( معلم پرورشی ) یه جنگل پر از دشت بکشم خودمم برم شکار

آهو ....راستی امسال معلم پرورشیمون مره البته همیشه نمیاد هر 2 هفته یه بار میاد...

دیگه براتون بگم که نخبه است 4 تا از اختراعاش ثبت شده 10 تاش هنوز نثبتیدن ...

ضمن این که نخبه هستش میگه که دوست مهدی مقدمه تازه ساسی مانکن و.... از ما هم

بهتر میشناسه 5شنبه جلسه اولمون باهاش بود اینقدر باحاله.... 1 روزه اسم همه رو حفظ

کرد.... دستاش هم بوی صابونای مسخره گل و سنبل میده الان میگید من از کجا میدونم

آخه من با اینکه جزو دراز قدان مدرسه هستم اما با دوستان گلم قرار گذاشتیم آخرین نفر

بریم بشینیم آخه باید میرفتیم توی آزمایشگاه خلاصه منم ردیف جلو نشستم اونم شروع کرد

در مورد طرز صحیح مطالعه درس های تعریفی یه جمله ای گفت بعد گفت دو تا نقطه

من هم اینطوری گذاشتم (....) نخندید حالم خوب نبوداونم اومد جلو خیلی راحت پاکنمو

برداشت و اون نقاط مسخره رو پاک کرد و جاش اینو گذاشت (:) منم با لحن مسخره

گفتم: آهان خوب بگید نقل قول... اونم یه جوری چپ چپ نگام کرد نزدیک بود رو نیمکت

جیش کنم .. خلاصه حسابی ضایع شدم....... اینم از معلم پرورشی من که بهش میگم خلال

دندون آخه خیلی لاغره.... بیچاره 27 سالشه....

خلاصه داشتم میگفتم نسکافرو خوردمو راهی مدرسه شدم برای اولین بار زود رفتم ساعت

7:15 اونجا بودم بعد که رسیدم همه مثل هر روز به استقبالم اومدن ... سبا خیکی رو دیدم

که بالخره یه یونیفرم اندازه خودش گرفته بود و رونای گندش معلوم نبود خلاصه رفتم دیدم

شادی و هانیه و عرفانه سرشون گرمه یهو گفتن مشق های ریاضیو نوشتی..؟

منم بعد از 2 ثانیه تبسم سری در کیفمو باز کردم و به روزگار اونا دچار شدم.........

زنگ که خورد رفتیم سر ادبیات = مسخزه ترین درس دنیا ......

یکمی مخ خانوم صفری رو خوردیم و زنگ تفریح البته زنگ که چه عرض کنم بیشتر شبیه

آهنگای باله است ....خورد و همه مثل زندانیان 20 ساله از درون کلاس گرخیدند و به سمت

بوفه راه افتادن شواهد نشان یدهد که به خاطر ساندویچ هایی به نام اشترودل این اتفاق افتاده

است من که سود زیادی نمیبردم چون هرطور شده باید 10 کیلوو از خیکمو کم میکردم به

دلیل رفاه تابستانی خیکمان گنده شده بود .... خلاصه زنگ خورد و ریاضی داشتیم....

خانوم خاکدوست وارد شدند طوری که انگار مادر فولاد زره به کلاس اومده

بود وارد شد و برگه های امتحانی رو پخش کرد (امتحان پایه اول راهنمایی)

میخواست پارساله مارو بسنجه .....

خلاصه من همه ی سوالهارو درست جواب دادم ولی متاسفانه وقت تموم

شد خدایی خودتون قضاوت کنید ۳ صفحه امتحان ریاضی توی ۴۰ دقیقه

تموم میشه ...

بعدش من تموم نکرده بودم و اون یکی رو مسئول جمع آوری کرد....

و گفت هر کی نداد دیگه ازش نگیر و جاش نمره ۰ میدم خلاصه منم ندادم

و همچنان رسم را میکشیدم بعد رفتم منت کشی اونم اجازه داد و بخشید.

زنگ سوم : حرفه و فن

این زنگ قرار بود خانومه حسینی حرفه بپرسه منم که بیخیال گفت : حالا

شاید نپرسه مثل همیشه...

بعد اومد همون اول گفت: کتابا جمع میخوام بپرسم اونایی که واقعا خوندن

دست ها بالا ...

در جمع ۳۰ نفره ۶ نفر دست هاشون هوا بود خلاصه منم که میز آخر

میشینم یعنی ته کلاس ... به عنوان یه بچه ی شر این بهترین مکان نشسن بود  خلاصه من یه کلام هم درس نخونده بودم  اما به جاش

حرفای داوطلبا رو گوش دادم و آخر سرم ۲۰ نصیبم شد ...

زنگ خونه = آرزوی من

با همه ی خستگی ها به خونه رسیدم از شانس بد کلیدم نبوووود مجبور شدم آیفون را بفشارم خلاصه با یه بار فشردن باز نکردن بنا براین ۱۰۰ بار

فشردم یکم فکر کردم گفتم آهان حتما خواهر خل و چلم رفته خونه ی همسایمون آخه دوستشه اسمشم رهاست بعد زنگ اونا رو زدم ولی احدی

توجه نکرد من عصبانی که بودم هیچ دل شوره برم داشت که این دختره

کجاست ؟؟؟؟؟ بعد از ۲ دقیقه پسر همسایمون رو دیدم امیدوار شدم بالاخره میتونم برم خونه این هیچی نه به اینکه این بدبختو محل نمیذاشتم

حتی سلامم نمیکردم نه به اینکه اونموقع دیدمش سلام کردم تازه تشکر هم کردم اونم در رو باز کرد به من گفت بفرمایید منم از دلشوره حوصله

تعارف نداشتم و خودم مثل جت از پله ها رفتم بالا بیچاره پسره تعجب کرده

بود ..... که توی دو ثانیه من از جلو چشمش محو شدم ....

رفتم دم خونه رها .. همون همسایمون دیدم خواهر خلم اونجا لنگر انداخته

گفتم چرا در رو باز نمیکردین نگووووو صدای ضبط زیاد بوده.....!!!!

از فرشته های امروز ممنون..

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 20:47  توسط oops!  | 

چند تا تم فوق العاده خوشمل و جیــــــــــــــــــــــــگــــــــــــــــر ( مخصوص نوکیا )

بقیه در ادامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه مـــــــــــــــــــــــطـــــــــــــــــــلـــــــــــــــــب

Theme Information Here...

 Download Now


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 0:24  توسط oops!  | 

تمی از خانم Eugenia Silva

Theme Information Here...

 Download Now

لینک دانلود مستقیم هستش و ۲ دقیقه طول میکشد تا دانلود شود..............

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 0:15  توسط oops!  | 

سلام بچه ها ببخشید وقت نمیکنم اپ کنم .............

فردا یا پس فردا میام/...........

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 22:56  توسط oops!  | 

سلام سلام بروبکشس همگی خوفین من که شارژ شارژم ....

دیشب تولدم بوده ببخشید دیگه من کلی کار داشتم باید میرفتم خرید

جشن و از این جور چیزا.....

حالا  امشبم میخوام اینجا یه جشن حسابی بگیرم ساعت ۱۰ ....

توی همین وبلاگ ......

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 19:22  توسط oops!  |